38 هفته و 5 روز
دختر گلم شاینا الان 38 هفته و 5 روزشه دیگه چیزی نمونده روی ماهشو ببینیم.
دیروز رفتم دکتر تا صدای قلب کوچولوت و گوش کنم. دکتر هم معاینه داخلی کرد و گفت میتونم تورو به روش طبیعی بدنیا بیارم.امیدوارم بتونم از پسش بر بیام.خدایا کمکم کن.امروز یکم فعالیتمو بیشتر کردم اگه بشه شب با بابا حامد هم قراره بریم پیاده روی.راستی قرار بود اگر میخواستم سزارین کنم فردا برم بیمارستان.ساکم رو بستم همه کارام رو کردم الان یک هفتست خونه مامان جونم و منتظر دختر قشنگم نشستم.
شاینا: من و بابا حامد خیلی دوست داریم و واسه بدنیا اومدنت داریم لحظه شماری میکنیم.نمیدونم کی میای ولی شاید این آخرین پستی باشه که برات مینویسم.
خدایا:ازت ممنونم که منو مادر کردی.تو این 9 ماه عجیب به عظمتت پی بردم.ازت میخوام دخترمون سالمه سالم باشه.
شاینای قشنگم:از تو هم ممنونم که تو این 9 ماه مامانو اذیت نکردی، دلم واسه تکون خوردنات، لگد زدنات،رقصیدنات و عکس والعملات خیلی خیلی تنگ میشه.
حامد عزیزم:از تو هم بی نهایت ممنونم تو این 9 ماه کلی هوامو داشتی.هر کاری داشتم کمکم میکردی.هر چی هوس میکردم برام میخریدی، هر جا میخواستم برم باهام میومدی.تمومه سیسمونی فروشی های تهران و باهام اومدی وکلی از نظراتت استفاده کردم.
دخترم الان که دارم این مطالبو برایت مینویسم بابایی مشغول جابجا کردن وسایلته.


38 هفته و 5 روز
